آخرین پست ۱۴۰۳ رو نگاه کردم و وارد بخش مدیریت وبلاگ شدم
تصور نمی کردم روزهای بدتر از ۱۴۰۳ رو هم ببینیم.
صبحهایی که از خواب بیدار می شدم و برات اللهم اجعل قائدنا فی درعک الحصینه... میخوندم، برات صدقه میدادم، حتی این اواخر از خدا میخواستم از عمر من کم کنه و به سال های عمر شما اضافه کنه
آخ آقا...الان دارن حرف از تاریخ خاکسپاریت میزنند... باورم نمیشه...خاکسپاری... خاک بر سر ما... خاک بر سر دنیا
چرا نتونستیم ازت محافظت کنیم؟ چرا دوباره کربلا تکرار شد ؟ ما که اهل کوفه نبودیم به والله...
یادته ۲۲ بهمن اومدی و دعوت کردی که بریم راهپیمایی؟ اون روز جلوی تلویزیون بودم، گفتم: تو جون بخواه آقا ، راهپیمایی که چیزی نیست.. چی شد که تو جون دادی و من زنده م؟
مظلوم مقتدر عزیز عارف عالم ادیب ایرانیترین
آخ آقا... دلم خونئه برات...بمیرم برات
برچسب:
نویسنده: رویا اسدی