رنج دوران بردهایم
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 11:32
او مردمی نبود، خود مردم بودحامد عسکری - شاعر و نویسندهتاریخ: ۰۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۵:۴۲قطعه شعر نادر ابراهیمی را محمد نوری به طرز شگفت آوری اجرایش کرده است و می گوید : ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها کرده ایم، چه سفرها کرده ایم ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم ما ب...
پست ۱۴۰۳
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 11:32
آخرین پست ۱۴۰۳ یادم نمیاد هیچ سالی این قدر گریه کرده باشم.و یادم نمیاد هیچ سالی این قدر سفر رفته باشم.و یادم نمیاد هیچ سالی این قدر مطمئن و محکم برای سالهای سختتر پیشرو آماده باشم.هی توی سرم صدای سیدحسن پخش میشه:بگویید رافضی، بگویید تروریست، بگویید مجرم... هر چه میخواهید بگویید، و ما را در هرگ...
صد و پنجاه
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/29 | ساعت: 11:32
آخرین پست ۱۴۰۳ رو نگاه کردم و وارد بخش مدیریت وبلاگ شدمتصور نمی کردم روزهای بدتر از ۱۴۰۳ رو هم ببینیم. صبحهایی که از خواب بیدار می شدم و برات اللهم اجعل قائدنا فی درعک الحصینه... میخوندم، برات صدقه میدادم، حتی این اواخر از خدا میخواستم از عمر من کم کنه و به سال های عمر شما اضافه کنهآخ آقا...الان...
رنج دوران بردهایم...
◷
تاریخ انتشار: 1403/3/17 | ساعت: 16:39
او مردمی نبود، خود مردم بودحامد عسکری - شاعر و نویسندهتاریخ: ۰۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۵:۴۲قطعه شعر نادر ابراهیمی را محمد نوری به طرز شگفتu200aآوری اجرایش کرده است و میu200aگویدu200a: ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس چه سفرها کردهu200aایم، چه سفرها کردهu200aایم ما برای بوسیدن خاک سر قلهu200aها چه خطرها کردهu200...
صد و چهل و چهار
◷
تاریخ انتشار: 1401/10/21 | ساعت: 17:05
غمگینم... این بار هم نشدپس کی نوبت من میشه؟هیچوقت؟رشته امیدم رو اگه از تو ببرم، بعدش سرگردون رها میشم؟چرا جوابم رو نمیدی؟چیکار کردم که مستحق این ماجرام؟چرا نمیشه؟ چرا هربار قلبم میشکنه؟ Adblock test (Why?)
صد و نوزده
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/27 | ساعت: 9:12
فردوسی در شاهنامه اش پهلوانی اسطوره ای را به تصویر می کشد که همه او را می شناسیم: رستمپهلوانی که به گفته ی فردوسی،پشت و پناه ایرانیان است. مایه ی دلگرمی آنهاست و دل مردم ایران به بودنش قرص است.رستم آر
صد و هیجده
◷
تاریخ انتشار: 1398/11/2 | ساعت: 18:36
وبلاگم رو که مرور میکنم می بینم من بارها از زیر آوار بیرون اومدم و دوباره شروع کردم به زندگی...امیدوارم این بار هم همینطور بشه.گاهی وقتا آدم آرزو میکنه زمان به سریع ترین حالت ممکن بگذره و همه چی رو بشوره و ببره با خودش ...گاهی وقتا...
صد و چهار
◷
تاریخ انتشار: 1398/7/16 | ساعت: 19:30
یعنی میاد روزی که با آرامش خاطر و رضایت قلبی janam رو اضافه کنم به آخر اسمش؟
صد و شیش
◷
تاریخ انتشار: 1398/7/16 | ساعت: 19:30
خدایا اصلا حالم خوب نیستپر از تردید و شک امپر از دلهره و نگرانیحس می کنم جاذبه ای برام نداره
صد و هشت
◷
تاریخ انتشار: 1398/7/16 | ساعت: 19:30
تمومش کردماحساسم؟احساس رهایی،چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من...
صد و نه
◷
تاریخ انتشار: 1398/7/16 | ساعت: 19:30
خوش به حال اونایی که تونستن با "اون کسی که دوستش دارن" ازدواج کننای آنکه دوست دارمت اما ندارمت...
نود و نه
◷
تاریخ انتشار: 1398/4/13 | ساعت: 22:24
موسیقی های تلفیفی دوست دارم. مثلا دنگ شو ،گروه دال ، ...همایون شجریان،سیروان خسروی و رستاک و حجت اشرف زادهشعرش برام خیلی مهمهفیلم دوست دارم. ژانر جنگ رو می پسندم . شاید چون جنگ هم به نوعی اثر هنری تلف
صد
◷
تاریخ انتشار: 1398/4/13 | ساعت: 22:24
ماها که بیشتر زحمت می کشیم تا کاری رو که بهمون سپردن حاصل تلاش خودمون باشه، نه حاصل تقلب کردن ، پول خرج کردن و... ماها که بیشتر زحمت می کشیم اما نسبت به دسته ی دومیها کمتر نتیجه می گیریم... ماها طنز تلخ روزگاریم بخدا
نود و سه
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/23 | ساعت: 14:02
از پ.ن خوشم نمیاد ، اما میتونم درکش کنم. میتونم درک کنم چقدر آزاردهنده ست دوسال از زندگی تحصیلیت رو کنار آدمایی بگذرونی که رفتارهاشون چیزی نیست جز: بی احترامی ، تمسخر ، خودبرتر بینی ، ... و اینکه به آرزوت برسی اما آرزوی بعدیت تموم شدن این سه سال باشه چقدر ناراحت کننده ، آزاردهنده ، غم انگیز چطور ما ...
نود و چهار
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/23 | ساعت: 14:02
غمگینم...نه...بی حس ام...شایدم هردوخسته شدم از آدمهای اشتباهیداغون میشم هربارمچاله میشم هربارلعنت به تولعنت به تو، زندگی
نود و پنج
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/23 | ساعت: 14:02
اینم نشد. تقریبا همه چیز داشت بجز قیافه. چقدر پیچیده شده این داستان. خدایا من آدم پیچیده ای نیستم، من رو انقدر سخت امتحان نکن.
هشتاد و سه
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/14 | ساعت: 16:05
خدایا درمونده ام. بلاتکلیفم. پر از آرزوهای محقق نشده ام. خسته ام. پر از دغدغه ام. پر از فکرهای جور و واجورم. پر از تردید ام. خدایا تو خیرالرازقینی ، تو دائم الطفی ، تو رفیق من لا رفیق له ای ، تو قدیم
هشتاد و چهار
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/14 | ساعت: 16:05
خوش تیپ، خوش قیافه، به ظاهر همه چی تموم.... نمیدونم واقعا چحور آدمیه. نمیدونم منو میخواد یا هنوزم درگیر معیارهای ذهنی خودشه ... نمیدونم زنگ میزنند یا نه. ولی اگه زنگ نزنند دیگه اجازه نمیدم مامان هیچکس
هشتاد و پنج
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/14 | ساعت: 16:05
من دوتا آرزوی مهم دارم برای خودم: اول، مادر شدن . دوم ، یه متخصص ارتوی خوب و باسواد شدن. هیچکدوم باهم تضاد نداره. هیچکدوم نباید مانع دیگری بشه. هردوتاشون آرزوهای مهم و عزیز منن. نباید فراموش کنم اینو.
هشتاد و شش
◷
تاریخ انتشار: 1397/10/14 | ساعت: 16:05
تجملات هیچوقت جاذبهای برایم نداشت؛ چیزهای ساده را دوست دارم: کتابها را تنهایی را یا بودن با کسی که من را میفهمد... #دافنه_دوموریه#کپی